تاريخ : دوشنبه 4 شهريور 1392 | 11:28 | نویسنده : مامان مریم

 

 

 برایت یک بغل گندم دلی خشنود از مردم 

برایت چشمه ی آبی کنارش عمر خضریابی

برایت یک بغل مریم که مست از می  شوی هر دم

برایت قدرت آرش که دشمن را زنی آتش

برایت سفره ای ساده حلال و پاک و آماده

برایت یک غرل احساس دو بیتی های عطر یاس

برایت هرچه خوبیست آرزو دارم

 خدای عزیزم :

من تنهایم وکودکم از من تنهاتر  

و ما تنها در آغوش توییم ما را  

از آغوش خودت دور نکن..

 

 

 

 

 

 

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 2 آذر 1393 | 8:18 | نویسنده : مامان مریم

ني ني شكلك

میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست. میلادتو معراج دستهای من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم

ني ني شكلكني ني شكلكني ني شكلكني ني شكلكني ني شكلك

 

تو بزرگ میشوی وبزرگتر.... ومن هرروز دلتنگ روزهای کودکی ات میشوم

روزهای نوزادی .روزهایی که به غیر از آغوش من ماْوایی نداشتی.

دلتنگ روزهایی هستم که به سرعت سپری شد.

خیلی زود گذشت.روزی که خدا یک فرشته را به من هدیه داد

تا زین پس نگهدار او باشم نگهدار تو وزیباییهایت.

مبارک باشد ششمین سالروز تولدت آرام جان مادر....

هرروز که میگذرد عشق من به تو صدچندان میشود

تو بزرگ میشوی ومن هر روز که میگذرد در دریای عشق تو کوچکتر میشوم....

و شاید همین روزها غرق شوم...........

نفس مامان سلام ني ني شكلك

دو ساله تولد شما مصادف می شه با ماه ،عزای حسینی وما برای تولد شما در حد یه خاطره خوش می تونیم تولد بگیریم تا کنار دوستاتت برات یه روز خوب بسازیم امیدوارم راضی بوده باشی 

امسال دو روز قبل از ماه محرم یه تولد دوستانه گرفتیم  دوست جونیهاتو که توی ساختمان همسایه ما هستند رو دعوت کردیم اولش با گریه و بهونه گیری های شما شروع شد نمی دونم با اینکه با همه اونا دوست بودی ولی شروع کردی به گریه و رفتی پشت تختت و بیرون نمی یومدی با هزار تا زبون ریختن و دادن موبایل تونستم راضیت کنم توی جشن تولد خودت شرکت کنی عزیزم 

بعدهم که دیگه با دوستات سرگرم شدی ماشاءالله شیطونی همتون گل کرد و سر و صدا بود و هیاهو و من خوشحال از اینکه داره بهت خوش می گذره درسته تعداد زیادی مهمون نداشتیم ولی فکر می کنم چون امسال دوستای همسنت دور بودن بهت بیشتر خوش گذشت امیدوارم همیشه خوش و خرم باشی قلب مامان 

در ضمن از همه دوستانی که به صورت حضوری یا تلفنی تولدتو تبریک گفتن تشکر می کنم 

من و بابا نتونستیم باهات عکس بگیریم چون همه حواست به کیک تولدت بود و کادوها و دوستات چند تا از عکسهاتو برات یادگاری می زارم تو وبلاگت بمونه 

دوستت دارم مامانی 

ني ني شكلك

 

ني ني شكلك





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 9:04 | نویسنده : مامان مریم

 

گویند “مِی”‌ نمی شود از راه گوش خورد

 

من “یا حسین”‌ می شنوم مست می شوم

 

 

فرا رسیدن ایام عزای سالار شهیدان، حضرت حسین بن علی (ع) بر تمام شیعیان و دلسوختگان و عاشقان حضرتش تسلیت باد.





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 19 مهر 1393 | 10:19 | نویسنده : مامان مریم

سلام عزیز دل مامان 

من شرمنده خجالت

یه وقتای شرایط کار بدجور به هم می ریزه و فرصت ثبت خاطراتتو ندارم ببخش عزیزم من موظفم تمام دقیقه های دنیای کودکیتو ثبت کنم ولی کم کاری می کنم 

دیگه ماه آبان داره می یاد ماه تولد تو ، دیگه داره شش ساله ات می شه انشاءالله و یه سال بزرگتر می شی 

بمیرم الهی برات که زیاد پیشت نبودم تا خودم شاهدثانیه ثانیه قد کشیدنت باشم ولی می دونم دلت بزرگتر از اینه که از من دلخور شی و بعدها از من گله کنی چون هیچ کس ندونه خدا خودش می دونه تلاش های من و بابایی فقط به خاطر آینده توست نه خودخواهی خودمون به خصوص من که یه مادرم و باید بیشتر پیشت باشم به امید رسیدن آن روزهای طلایی 

گل مامان می خواستم اول گلچینی از عکسهای شش ماهه اول سال 93 رو برات بزارم بعد عکسهای سفر شمال که اولین سفر تو به سرزمین دریا بود برات ثبت کنم ولی انتخاب چند تا عکس از بین این همه عکسی که باهم انداختیم یه کم زمان بره که به امید خدا تا هفته دیگه برات انجام می دم . دوست دارم مامانی

اینم عکسهای شمال - ساری - فرح آباد - سوئیت های برق منطقه ای مازندران 

http://zibasaz.niniweblog.com/



ادامه مطلب

[موضوع : سفرنامه ]
تاريخ : دوشنبه 20 مرداد 1393 | 9:26 | نویسنده : مامان مریم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غم از دست دادن آوینا کوچولو همراه مامان و بابای مهربونش چنان سنگین و جانسوز است

 که به دشواری به باور می‌نشیند ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست

 

همیشه شنیدن خبر از دست دادن عزیزان دردناکه بوده و هست ولی اگه بفهمی یکی از اونا دوست کوچولوی نی نی وبلاگی ما بوده که همراه مامان و بابای عزیزش از این دنیا پر کشیده خیلی خیلی قضیه رو برات دردناکتر می کنه

امروز تازه متوجه شدم توی سانحه دلخراش هواپیمایی پرواز تهران - طبس کوچولوی شیرین زبون آوینای عزیز همراه مادر و پدر مهربونش از این دنیا به جایی بهتر از اینجا پر کشیدن خیلی متأثر شدم نمی دونم  باید با چه کلماتی ناراحتی خودمو ابراز کنم فقط می تونم از خدا طلب صبر برای بازماندگانشون و علو درجات برای خودشون از خدای مهربون همان که مرگ و زندگی ما در دست اوست بخوام امیدوارم دیگه هیچ خبر تلخی توی وبلاگ نی نی ها نه بخونیم و نه بشنویم

 

دوستان :

برای شادی روح این عزیزان صلواتی هدیه کنید.





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 7 تير 1393 | 12:23 | نویسنده : مامان مریم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Love Divider Graphic for Facebook

 

ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین

آسمانی می شوم وقتی نگاهم می کنی





[موضوع : عاشقانه ها]
تاريخ : چهارشنبه 4 تير 1393 | 10:57 | نویسنده : مامان مریم

سلام تک ستاره قلب مامان ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

بازم مامان تنبل اومد بازم مشغول بودن به کار

بازم درس

، بازم کارهای خونه 4u2ap3b.gif

، بازم ، بازم ، بازم و.....................

می دونم عذر بدتر از گناهه که مقدمه تنبلی هامو اینجوری شروع می کنم ولی می خوام بدونی مامان همیشه دوست داره حتی اگه سرم از این شلوغتر بشه در هر صورت ببخش گل مامان

امروز می خوام از اتفاقات افتاده تو این مدت برات بنویسم و تو یه پست جداگانه عکسهای سال 93 تو برات بزارم امیدوارم ازم راضی باشی.

شیرینی زبونی و شیطنتهات کی چی بگم از کجا بگم واقعاً امیر نگو بلا بگو

یه خورده پرخاشگر شدی که بیشترش تأثیر رفتار ........... بگذریم .

یه عالمه دل نازک شدی که این دیگه ارثی که متأسفانه از مامانت بهت رسیدی.

یه عالمه خوشگل شدی که این دیگه دست نقاش ازلی یعنی خدای مهربونه.

یه عالمه مهربون شدی که این دیگه بر می گرده به بابای مهربونت که پسر مهربونی مثل تو داره .

یه عالمه هات  اونقدر زیاده که یه خورده هاتو می پوشونه از خدای مهربون می خوام هر چی بزرگتر می شی یه عالمه هات هم زیاد بشه به امید اونروز

راستی تو خرداد یه اتفاق دیگه هم افتاد که اونم طوفان بزرگی بود که تو تهران اومد، وای نگو از اون طوفان که خیلی خیلی ما رو ترسوند امیدوارم دیگه تکرار نشه به امید اونروز.

اینم عکسی از بزرگی ابعاد این طوفان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اتفاق بعدی که خیلی برات خوشایند بود خرید یک دوچرخه قشنگه که عکسشو برات می زارم از همین جا از بابا علی تشکر تشکر

و اتفاق آخر جام جهانی سال 2014 برزیلهanimated gifs of football

که هنوز ادامه داره توی این مسابقات تیم ایران توی مرحله اول با تیم های نیجریه ، آرژانتین و بوسنی هرزگوین همگروه که به اعتقاد من مامان ، تیم قدر قدرت آرژانتین رو سوسکش کردیم هرچند یه گل از مسی خوردیم (البته دلمون براش سوخت چون داشت آبروش می رفت و کم مونده بود که  )و بازی با نیجریه رو مساوی

امشب هم انشاءالله در مقابل بوسنی پیروز میدون هستیم http://www.khavaranshop.com/ 

خرید پستی از خاوران شاپ

همین دیگه به پایان رسید این پست ، پست های بعدی در خدمتتون هستم .

راستی عمو مهدی ممنون که انقدر از وبلاگ پسر ما بازدید می کنی انشاءالله با دیدار از وبلاگ پسرت جبران کنیم به امید آنروز به همین زودی





[موضوع : خاطرات با تو بودن ]
تاريخ : يکشنبه 28 ارديبهشت 1393 | 8:36 | نویسنده : مامان مریم
تاريخ : چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 | 9:46 | نویسنده : مامان مریم

 

همسر این مرد به دلیل مرگ والدینش به فاصله ۲۰ روز از یکدیگر , به صورت کامل فلج شد و از آن روز تاکنون قادر به حرکت و تکلم نیست.

5 سال از این ماجرا میگذرد و این مرد فداکار شبانه‌روز، خود را در خدمت همسر معلول خود قرار داده و حاضر نیست زنی دیگر را بر همسر خود ترجیح دهد.

او که سرایدار یک مدرسه است ... نه تنها غذا را برای خود و همسر و فرزندش آماده می‌کند بلکه غذا را در دهان همسر بیمار خود می‌گذارد چرا که او قادر به غذا خوردن نیست.

سلیم رخروخ علاوه بر این کارها، داروی همسرش را نیز باید سر وقت بدهد. او روزی دوبار به خاطر غذا و دارودادن به همسرش مرخصی می‌گیرد و دوباره به کارش باز می‌گردد.

او می‌گوید شبها به طور میانگین سه الی چهار بار بیدار می‌شود تا همسرش – که قادر به غلت‌ زدن نیست – را این پهلو و آن پهلو می‌کند تا زخم بستر نگیرد.

واقعا توی این دوره و زمونه که خیلی ها به همسر سالم خودشون هم بی محبتی می کنند ... باید دست این جور آدمها را بوسید و مرام و معرفتشون را سر لوحه کارامون قرار داد

 

 مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَیتِهِ مُدَّ لَهُ فى عُمُرِهِ؛

هر كس به شایستگى در حقّ خانواده اش نیكى كند، عمرش طولانى مى شود.





[موضوع : کلامی از جنس باران ]
تاريخ : دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 | 16:10 | نویسنده : مامان مریم

 بابای عزیزم

میخواهم با اشکهایم گلی بپرورم به رنگ خون دل و به قامت هزاران دریغ و آه و در روز پدر بر مزارت گذارم

 

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

در کنارم روز و شب بی تاب بود

غافل از او چشم من در خواب بود

تا شدم بیدار و مشتاق پدر او به خواب و چهره اش در قاب بود.

               در ایام میلاد امام علی (ع) روح همه پدرهای سفر کرده شاد

 

 

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

 

 





[موضوع : مناسبتها]
تاريخ : دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 | 16:07 | نویسنده : مامان مریم

 

 

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

همسفر زندگیم وجود نازنین تو بهانه زیستن است.

                                 تو زیباترین حضور عاشقانه در زندگی من هستی.

                                 عاشقانه و بی نهایت دوستت دارم، بیش از آنچه تصور كنی. روزت مبارک.

 





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 75 صفحه بعد