امير محمدامير محمد، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

بهانه قشنگ زندگی

دعای مادرانه

امیر محمد جان : روزگارت برمراد روزهایت شادشاد آسمانت بی غبار سهم چشمانت بهار قلبت از هرغصه دور بزم عشقت پرسرور بخت و تقدیرت قشنگ عمر شیرینت بلند سرنوشتت تابناک جسم و روحت پاک پاک ...
7 دی 1390

شب یلدا

بدو که روز کوتاهه پائیز آخر راهه هندونه رو آوردی؟ جوجه هاتو شمردی ؟   زمستون میشه فردا     مبارک باشه یلدا !     مامانا و باباها و نی نی کوچولوهای نی نی وبلاگی :    همه لحظه های پایانی پاییزتان     پر از خش خش آرزوهای قشنگ ..   یلدا مبارک     ...
7 دی 1390

شب یلدا

بدو که روز کوتاهه پائیز آخر راهه هندونه رو آوردی؟ جوجه هاتو شمردی ؟ زمستون میشه فردا مبارک باشه یلدا ! مامانا و باباها و نی نی کوچولوهای نی نی وبلاگی : همه لحظه های پایانی پاییزتان پر از خش خش آرزوهای قشنگ .. یلدا مبارک ...
7 دی 1390

دور باشه از ماه من همه غصه ها

ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر، که هنوز،بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر از امنیت احساس خداست ...
7 دی 1390

دور باشه از ماه من همه غصه ها

ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر، که هنوز،بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر از امنیت احساس خداست ...
7 دی 1390

ريشه اي در قلبم

یادم هست که همه اتفاقات خوب زندگيم  از کجا شروع شد و درک کردم دیگه خودم  تنها نیستم ، یه اتفاقی افتاد یه حس ناب که با تمام وجود لمسش کردم... آنجا نقطه شروع من بود ، لحظه آغازم ، اون لحظه بود که وجودم پر شد از  شور عشق و حس کردم  که میتونم خیلی زیاد کسی رو دوست داشته  باشم و حس کردم که خودم هم چقدر زیبا شدم..... حس شیرینی که دلم طعمش رو چشید و بعد از اون تمام سلولهای بدنم  شیرین شدند ،  حتی عقلم با همه داناییش از این طعم شیرین  لذت برد.... شاید قشنگترین و بهترین لحظه ای که هر آدمی بهش میرسه همین باشه... حالا تو ، تو خاک وجودم ریشه کردی و ...
7 دی 1390

نفسم

از روزی که اومدی آدم دیگه ای شدم دیگه برای خودم نیستم تو کنار منی تو همه زندگی منی پسرم چقدر دیگه باید منتظر بمونم تا بهم بگی دوستت دارم؟ توی این مدت فقط به تو فکر کردم همه روح و جسمم عشق و زندگیم تو بودی امیدوارم از اینکه به دنیا آوردمت راضی باشی و شکوهمندانه زندگی کنی امیدوارم همیشه به وجودت افتخار کنيم و تو هم به ما. آرزو می‌کنم طعم عشق را بچشی وهر آنچه را که لیاقتش را داشته باشی به دست آوری. آرزو می‌کنم روزهای شادیت بسیار بسیار بیشتر از روزهای غمگینت باشند. آرزو می‌کنم آزاد زندگی کنی و بتوانی لابه‌لای درختان پرشکوفه بهاری پرواز پرندگان را نظاره گر باشی. آرزو می‌کنم لبخند رضایت و خو...
7 دی 1390