امير محمدامير محمد، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

بهانه قشنگ زندگی

دلتنگی مامان مریم

  سلام قلب مامان ، جون مامان ، نفس مامان   همه بهانه قشنگ ما برای زندگی   امیر قلب مامان منو ببخش واقعاً چند وقتیه مثل اوایل وقت ندارم که به وبلاگت سر بزنم بعضی وقتا شرایط زندگی بدجور مسائلو بهم گره می زنه ، نامهربونی اطرافیان بدون اینکه تو آزاری برای کسی داشته باشی  باعث می شه تا یه جای آدما اعتمادشون به هم کم بشه ، دوست ندارم خودمو توی این مشکلات غرق کنم ولی باور کن نمی شه و اگه بخوامم نمی تونم درگیر نباشم تو با اون دل مهربونت برام دعا کن تا از این شرایط روحی بد نجات پیدا کنم و بشم یه مامان شاد برات ...
12 بهمن 1392

با يه كم خودخواهي (يه پست براي خودم)

     گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را صدا کنی بگي سلام، می آیی قدم بزنیم؟ گاهی ... آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد...!                                                                            امضاء       ...
18 مهر 1391

دلتنگي هاي مامان مريم

زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه با سوسوی امیدی کمرنگ زندگی باید کرد ! گاه با غزلی از احساس   گاه با خوشه ای از عطر گل یاس زندگی باید کرد !   گاه با ناب ترین شعر زمان گاه با ساده ترین قصه یک انسان   زندگی باید کرد ! گاه با سایه ابری   سرگردان   گاه با هاله ای از سوز پنهان گاه باید روئید   از پس آن باران گاه باید خندید   بر غمی بی پایان   لحظه هایت بی غم ............   روزگارت آرام ........ ...
4 شهريور 1391
1