امير محمدامير محمد، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

بهانه قشنگ زندگی

پدرانه

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟   بریدن از خودم را؟                                 ...
14 آبان 1390

پدرانه

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟ بریدن از خودم را؟ ...
14 آبان 1390

روزی که با هم بودیم

سلام همه نی نی های خوشگل ، مامانای مهربون و باباهای صبور روز پنجشنبه روزی بود که مامانم دانشگاه نداشت و تونستیم با هم باشیم صبح که من و بابام  و مامانم رفتیم فروشگاه رفاه تا خرید کنیم به به ، به این فروشگاه ها ، چون بزرگه من می تونم برای خودم  بدو بدو و بپر بپر کنم ......   هیشکی هم با من کار نداره تازه تا منو می بینن می گن آخی پسر خوشگل چه شیطونی می کنه مامان و بابامم که کمی حواسشون به منه یه کمی هم به خریدشون خلاصه اینکه من خیلی دوست دارم همیشه برم فروشگاه برای خرید کردن بعدش هم سوار يه وسيله شدیم(مترو) که اونم خیلی خوب بود البته من به اون می گم هوهو چی چی  چون هنوز نمي دونم اسمش ...
14 آبان 1390

روزی که با هم بودیم

سلام همه نی نی های خوشگل ، مامانای مهربون و باباهای صبور Hi Glitter Graphics and Scraps for Orkut, Myspace, Hi5" /> روز پنجشنبه روزیبود که مامانم دانشگاه نداشت وتونستیم با هم باشیمصبح که من و بابام و مامانم رفتیم فروشگاه رفاه تا خرید کنیم به به ، به این فروشگاه ها ، چون بزرگه من می تونم برای خودم بدو بدو و بپر بپر کنم ...... هیشکی هم با من کار نداره تازه تا منو می بینن می گن آخی پسر خوشگل چه شیطونی می کنه مامان و بابامم که کمی حواسشون به منه یه کمی هم به خریدشون خلاصه اینکه من خیلی دوست دارم همیشه برم فروشگاه برای خرید کردن بعدش هم سوار يه وسيله شدیم(مترو) که اونم خیلی خوب بود البته من به اون می گم هوهو چی چی چو...
14 آبان 1390

ما سه نفر

  وقتی هر سه می خندیم خواهم دانست تو در کنار مایی و بدون تو عشقی نیست ،حتی در لبخندی بر لب. امیر ومریم و علی       ...
11 آبان 1390

ما سه نفر

وقتی هر سه می خندیم خواهم دانست تو در کنار مایی و بدون تو عشقی نیست ،حتی در لبخندی بر لب. امیرومریم و علی ...
11 آبان 1390