بيماري
سلام پسر گلم از يه روز قبل از عيد سعيد قربون مريض شدي حسابي و سه روز مامان تو خونه پيشت بود روز اول كه كارت به بيمارستان كشيد وقتي آقاي دكتر كه همچين مهربونم نبود معاينه ات مي كرد حسابي از خجالتش در آمدي و با جيغاي بنفشت بيچاره دكتر از ناحيه دو گوش كرش كردي مامان جرا اين همه گريه و داد و بيداد دكتر كه مهربونه (البته دكتر خود امير محمد جون آقاي دكتر عبدالوهاب )خيلي خيلي مهربونه ولي اين دكتر بيمارستان انگار با خودشم قهر بود و اين اصلاً براي دكتر كودكان اصلاً خوب نيست كه اخماش تو هم باشه به اميد اينكه بعضي از دكترهاي اخمو هم به جرگه دكترهاي مهربون بپيوندن..... راستي براي اولين بار يه آمپولم بهت زدن چون ديگه ني ني كوچول...
نویسنده :
مامان مریم
11:16


