امير محمدامير محمد، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

بهانه قشنگ زندگی

رويش

  سلام به تو عزيزترين موجود زندگي ام همه مامان و بابايي ها لحظه به لحظه شاهد قد كشيدن زيباترين هديه خداوندي خودشون هستند و توي يه لحظه پيش خودشون مي گن نگاه كن توي يه چشم بر هم زدن بچم بزرگ شد بچه اي كه تا چند وقت پيش .....         اولين نگاهشو بهت انداخت             اولين بار به رومون لبخند زد              اولين بار كه به تنهايي نشست اولين بار كه بهمون مامان يا بابا گفت  اولين بار كه چهار دست و پا حركت كرد  اولين بار ...
25 مهر 1391

با يه كم خودخواهي (يه پست براي خودم)

     گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را صدا کنی بگي سلام، می آیی قدم بزنیم؟ گاهی ... آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد...!                                                                            امضاء       ...
18 مهر 1391

روز جهاني كودك

آي مــــردم! روزِ ناز کودک است روز سرمســـــتی و ساز کودک است کودک است آییــــنه ی دل را صفا کودک است محصـــولی از عشق ووفا   دنیای آزاد و زیبا حق طبیعی کودکان است، این یک هدیه ی ایزدی است، پس آنرا از کودکان نگیریم..... روز جهاني كودك به همه كودكان زيبا روي ني ني وبلاگي مبارك باشه   ...
17 مهر 1391

آقا پسری مامان ، برای تو

گل پونه گل من نگير بهونه گل من بيا نذار از غم تو بشم ديوونه گل من پونه من تورو به هيچ قيمتي از دست نميدم تو فقط مال مني تورو به هيچ كس نميدم ميدونم خدا تورو واسه دل من آفريد حتي اگه خدا بخواد تورو بهش پس نميدم گل من پونه ي من عزيز دردونه خدا مثل تو فقط تو دنيا ساخته يه دونه مي درخشي توي جمع ، عاشق برات فراوونه اما تو مال مني تمام دنيا می دونه پونه از راه رسيده خونه چراغونه آسمون شهرمون ستاره بارونه عاشق رنگ چشاش اين دل داغونه واسه من پونه ي من عزيزتر از جونه  گل پونه گل من نگير بهونه گل من بيا نذار از غم تو بشم ديوونه گل من         ...
15 مهر 1391

آرزوهاي مامان مريم و بابا علي

برایت آرزو دارم که نور نازک قلبت٬ به تاریکی نیامیزد   که چشمانت٬به زیبایی ببیند زندگی ها را   چو باران٬آبی و زیبا بباری٬شادمانه روی گرد غم   به دور از دل گرفتن ها   به تنهایی نیالاید خدا٬ این قلب پاکت را   و همواره به دستانت بیاویزد چراغ راه خوشبختی بدانی آنچه را اینک نمیدانی برایت آرزو دارم سعادت را٬طراوت را٬ بهشت و بهترین بهترین ها را   عزیز روز های من خدا را می دهم سو گند   که در قلبم برای تو خدارا آرزو دارم.   ...
15 مهر 1391

يه روز ديگه يه حرف ديگه

سلام ماماني من قربونت برم كه بعضي وقتها خيلي خيلي شيطوني مي كني و باعث مي شي يه كم ناراحت بشم روز چهارشنبه وقت دندونپزشكي داشتم از چند ساعت بودن توي مطب دكتر و كار روي دندونم خسته بودم و كلافه و شب هم بابايي بايد مي رفت مأموريت و من و تو تنها بوديم اونقدر ماشاءالله شيطوني كردي و منم كه حس حرف زدن نداشتم و تو هم كه دوست داشتي با بالا و پايين پريدن شاد باشي و بخندي يه كوچولو مامانو اذيت كردي فكر كردم با تهديد من شايد يه فرجي بشه و تو يه كم آرومتر بشي ولي چه اشتباه بزرگي بود تهديد كردن من كه باعث شد علاوه بر درد دندون عذاب وجدان سراغم بياد خواستم آرومت كنم بهت گفتم اگه مامان اذيت كني مي رم پيش فرشته ها و تو...
15 مهر 1391

خاطرات دو روزه

سلام عزيز دل مامان هفته گذشته هفته خوبي برامون بود و سعي كرديم در كنار هم بهمون خوش بگذره چهارشنبه شب روز جهاني دريا نوردي بود و به همين مناسبت مراسمي توي سالن همايشهاي ميلاد در نمايشگاه بين المللي تهران برگزار شد و بابا علي جون به عنوان خبرنگار نمونه صنعت دريايي كشور معرفي شد مباركه بابايي انشاءالله قلمت هميشه دريايي باشه و دريايي بنويسي               روز پنجشنبه صبح سه تايي با هم رفتيم باغ وحش ارم خيلي وقته از ما مي خواي كه باغ وحش ببريمت چون خيلي حيواناتو دوست داري و اونم تأثير كتابهاي كه از حيوانات برات خريديم و مي خونيم از ديدن ق...
10 مهر 1391

عاشقانه ها

خداوندا عزیزم را تو یاری کن پناهش باش و در حقش تو کاری کن الهی هرچه میخواهد نصیبش کن                               خدا بر لبش لبخند جاری کن     ...
9 مهر 1391