يه شيريني كاري ديگه
دیروز امیر محمد با دیدن مسابقه danc شروع كرد به رقصيدن البته هميشه در حال ناناي كردن هست ولي ديروز خيلي دقيق نگاه مي كرد و سعي مي كرد تقيلد كنه قربونت بشم كه هم مذهبي هستي و با شنيدن صداي اذان شروع به فرستادن صلوات مي كني و هم با شنيدن آهنگ شاد شروع به رقصيدن اميدوارم هميشه تو زندگيت ميانه رو باشي نه زيادي شور و نه بي نمك ...
نویسنده :
مامان مریم
8:44
يه شيريني كاري ديگه
دیروز امیر محمد با دیدن مسابقه danc شروع كرد به رقصيدن البته هميشه در حال ناناي كردن هست ولي ديروز خيلي دقيق نگاه مي كرد و سعي مي كرد تقيلد كنه قربونت بشم كه هم مذهبي هستي و با شنيدن صداي اذان شروع به فرستادن صلوات مي كني و هم با شنيدن آهنگ شاد شروع به رقصيدن اميدوارم هميشه تو زندگيت ميانه رو باشي نه زيادي شور و نه بي نمك ...
نویسنده :
مامان مریم
8:44
تاتي تاي تولد
تاتي تاي تولد
خستگي
بميرم برات كه نمي دونم چرا ديروز آنقدر خسته بودي كه فقط تونستم ببرمت پارك يكساعتي بازي كني اونم با بي حوصله گيري و بدون اينكه شام بخوري خوابيدي تا صبح هم توي خواب يا جيغ زدي يا گريه كردي نمي دونم تو خواب چي ديدي اما آرزو مي كنم تا هيچ وقت خواب بد نبيني و هميشه روياهات شيرين باشه. ...
نویسنده :
مامان مریم
9:37
خستگي
بميرم برات كه نمي دونم چرا ديروز آنقدر خسته بودي كه فقط تونستم ببرمت پارك يكساعتي بازي كني اونم با بي حوصله گيري و بدون اينكه شام بخوري خوابيدي تا صبح هم توي خواب يا جيغ زدي يا گريه كردي نمي دونم تو خواب چي ديدي اما آرزو مي كنم تا هيچ وقت خواب بد نبيني و هميشه روياهات شيرين باشه. ...
نویسنده :
مامان مریم
9:37


