شیرین زبونی
پسر گلم سلام دیروز من و تو و مامانی سه تایی بیرون رفته بودیم چون می خواستم از مغازه خرید کنم من جلوتر از شما دو نفر راه می رفتم که یهو دیدم کیف منو می کشی و یه دم صدا می زنی مامان مامان وفتی ازت پرسیدم چی می خوای ؟ خیلی قشنگ گفتی پول خنده ام گرفته بود آخه خیلی برام جالب بود که از من تقاضای پول می کردی ازت پرسیدم برای چی پول می خوای یه مغازه که سی دی های کارتون می فروخت به من نشون دادی و گفتی سی دی ... قربونت برم ولی برات زود که پول توی دستت بگیری و بری خرید
جوجوی مامان دوستت دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شیرین زبونی 
