عاشقانه ها....
پسرم چند شب پیش
بغل بابایی خوابت برد
خیلی بدخواب شده بودی ومامان تمام تلاششو برای خوابوندنت کردم اما...آنقدر خسته بود که نفهمید کی خوابش برد وقتی بیدار شودم پیش بابایی خوابت برده بود اونم یه خواب ناز فهمیدم بهونت تنها گرمای وجود پدرت بود و بس .. نمی دونم بابا زیر لب برات چی زمزمه کرد که انقدر راحت به خواب رفتی فکرکنم رازی بین شماست
یک راز مردانه...دوستتون دارم
دیشب برای باهم بودنتون برای آرامش همیشگیتون کنار هم برای پدر وپسریتون دعا کردم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عاشقانه ها....
