امير محمدامير محمد، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

بهانه قشنگ زندگی

تمام شعر مادر

تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی از تو گفتن کار هر کس نیست ای زیبا غزل از برای گفتنت باید که مولانا شوم. ...
25 آبان 1390

مامان ، كار و عذاب وجدان

تقريباً يك سال و نيم پيش بود  که من بعد از 6 ماه لذتبخش در کنار شما بودن مجبور شدم از شما دل بکنم و دوباره برم سر کار . و چه سخت بود روز اول دل کندن از شما...... الان نزديك به يك سال و نيم که من دوباره شروع بکار کردم و مجبورم هر روز صبح از شما دل بکنم و برم... اون موقع خیلی کوچولو بودی بجز شیر احتیاج آنچنانی به مامانت نداشتی. يه روز قبل مقداری شیر روزانه برای مصرف فردایت میدوشیدم (و چه کار دردناک وعذاب آوری بود این شیر دوشیدن) . و با این وجود هم بعدازظهر ها که می آمدم خونه اولین کاری که میکردم شیر دادن به شما بود. و شما هم با اون صورت معصوم و چشمهای کوچولوت نگاهی حاکی از رضایت بهم میکردی و من خوشحال&nbs...
25 آبان 1390

مامان ، كار و عذاب وجدان

تقريباًيك سال و نيم پيش بود که من بعد از 6 ماه لذتبخش در کنار شما بودن مجبور شدم از شما دل بکنم و دوباره برم سر کار . و چه سخت بود روز اول دل کندن از شما...... الاننزديك بهيك سال و نيم که من دوباره شروع بکار کردم و مجبورم هر روز صبح از شما دل بکنم و برم... اون موقع خیلی کوچولو بودی بجز شیر احتیاج آنچنانی به مامانت نداشتی. يه روز قبل مقداری شیرروزانه برای مصرف فردایت میدوشیدم (و چه کار دردناک وعذاب آوری بود این شیر دوشیدن) . و با این وجود هم بعدازظهر ها که می آمدم خونه اولین کاری که میکردم شیر دادن به شما بود. و شما هم با اون صورت معصوم و چشمهای کوچولوت نگاهی حاکی از رضایت بهم میکردی و من خوشحال بودم و دلخوش به همین لحظات باقی ...
25 آبان 1390

همين بسمه

همین که تو اینجا کنار منی همین که کنارت نفس میکشم همین که تو میخندی و من فقط کنار تو از غصه دست  میکشم همین که تو چشمای من زل زدی نگاهت پناه دل خستمه نمیخوام که دنیا بهم رو کنه همین که کنار منی بسمه   ...
25 آبان 1390

همين بسمه

همین که تو اینجا کنار منی همین که کنارت نفس میکشم همین که تو میخندی و من فقط کنار تو از غصه دست میکشم همین که تو چشمای من زل زدی نگاهت پناه دل خستمه نمیخوام که دنیا بهم رو کنه همین که کنار منی بسمه ...
25 آبان 1390

محبت مادرهیچ وقت پژمرده نمیشود

عزیزکم بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا   سلام گل ماماني ، جشن تولدت هم گذشت و شما پا گذاشتي توي سومين سال زندگيت ايشاء الله صد ساله بشي ازخداوند مي خواهم كه لياقت ديدن بزرگ شدنت را به من و بابات عنايت كنه.ببينيم به ثمر نشستن ، و به دست آوردن مدارج عالي علمي و اجتماعي به اميد آنروز راستي سر فرصت عكساي تولدتو تو وبلاگت مي زارم.     ...
25 آبان 1390

محبت مادرهیچ وقت پژمرده نمیشود

عزیزکم بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا سلام گل ماماني ، Hi Glitter Graphics and Scraps for Orkut, Myspace, Hi5" width="121" height="90" />جشن تولدت هم گذشت وشما پا گذاشتي توي سومين سال زندگيت ايشاء الله صد ساله بشي ازخداوند مي خواهمكهلياقت ديدن بزرگ شدنت را به من و باباتعنايت كنه.ببينيم به ثمر نشستن ، و به دست آوردن مدارج عالي علمي و اجتماعي به اميد آنروز راستي سر فرصت عكساي تولدتو تو وبلاگت مي زارم. ...
25 آبان 1390

روز عید برایت دعا خواهم کرد .....

 بزرگترین آرزوم اینکه پسرم وقتی بزرگ شد فرد با ایمان  و با خدایی بشه اونوقته که می تونم بگم حق مادری را به جا بیارم.   خدايا! کودکم را شاكر و صابر گردان و او را در چشم خويش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان . خدايا! در همه كارهایش عاقبت او را به خير كن و او را از خواري دنيا و عذاب آخرت نگهدار . خدايا! او را به علم توانگر ساز و به حلم زينت بخش و به تقوا عزيز كن و به عافيت زيبايي ده .   خدايا! از زوال نعمت و تغيير عافيت و غضب ناگهاني و همه چيزهايي كه مايه ناخشنودي توست ، در دامان خود  پناهش  ده . خدايا! از اخلاق...
23 آبان 1390