امير محمدامير محمد، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره

بهانه قشنگ زندگی

عكس پرسنلي

سلام گل مامان خيلي وقته به وبت سر نزدم چون يه گره كوچولو به كارم افتاده كه مطمئنم اگه مامانو دعا كني حتماً مشكلش حل مي شه ولي حالا آمدم تا عكس خوشگل پرسنلي كه براي پاسپورتت گرفتيم اونم با هزار دردسر توي آتليه برات بزارم ترگلم ، ورگلم جوجوي مامان دوست دارم از اينجا تا به آسمون هفتم ...
4 ارديبهشت 1391

از يادداشتهاي يه مامان عاشق

سلام گل مامان صبح قشنگ دومين روز دومين ماه فصل زيباي بهارت بخير باشه و سلامتي شنيده بودم مي گن بچه ها وقتي زبون باز مي كنن از هميشه شيرينتر و تو دل برو تر هستند ولي حالا كه اين تجربه را دارم و صبح تا شب حرفهاي ازت مي شنوم كه اصلاً نمي دونم اينا رو از كجا ياد مي گيري و چه جوري به ذهنت مي رسه و يهو مي گي  تازه پي به حرف ديگران مي برم واقعاً شنيدن حرف هاي تو ساعتها منو تو فكر مي بره مثلاً ديروز، يهو به مامان گفتي "منو تنها نزار " اين حرف هم برام جالب بود و هم اشك منو درآورد و تا ساعتها غمي تو دلم بود بي حد و حساب قربون شيرين زبونيت حتماً حتماً يه روزي برات توي وبلاگت همه چي رو توضيح مي دم و برات مي گم علت تنه...
4 ارديبهشت 1391

سعادت از آن تو باد،

        پسرم : باشد که شادی های تو به روشنی صبح بدرخشند، و غم های تو فقط سایه هایی باشند که در پرتو نور عشق رنگ ببازند. باشد که آنقدر شاد باشی تا شاداب بمانی، هدفمند چندان که نیرومند پیش روی، امیدوار چندان که شادمان بمانی، روبرو شوی با شکست تا فروتنی بیاموزی، کامیاب، چندان که مشتاق بمانی، ایمان به خود و شجاع، تا غم بزدایی، و سر آخر این که:   پر اراده و مصمم باش تا هر روزت را ، پرشکوه تر از دیروز آغاز کنی     ...
4 ارديبهشت 1391

خداي من.......

خدای مهربان اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه زیباست (چون دلی زیبا داره) درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)   قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم.   خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.   خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشا ا....   خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش.     تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت...
30 فروردين 1391

عرض پوزش

سلام به همه مامان و باباهاي ني ني وبلاگي عزيز دوستاي خوب امير محمد نازينينم هر مادر و پدري اونقدر حرف براي گفتن به فرزندش داره كه بي نهايته من هم يكي از اونها ولي يه وقتهاي مي شه كه وقتي توي يه ويلاگي مطلب  قشنگي مي بينم از اون توي وبلاگ پسرم استفاده مي كنم و مطمئن هستم خيلي هاي چه آشنا چه كساي كه نمي شناسمشون از اين مطالب ديدن مي كنن پس كسي كه من  از مطالبش استفاده مي كنم مطمئن هستم كه مي بينه و مي خونه.  اينو از اين جهت عنوان كردم كه همه مامان و باباها طبع شعرشون بالا نيست و مطمئناً سعي مي كنن از مطالبي براي فرزندشون استفاده كنن كه به نوعي حرف دل اونا هم هست من آدم بي منطقي نيستم و شايد به نوعي كار من اشت...
22 فروردين 1391

روزي كه مامانو خيلي خيلي شاد كردي ...

سلام گل مامان از دومين روز عيد بود كه كلمات شيرينت تبديل به جملاتي كه من و بابايي خيلي دوست داشتيم زودتر بشنويم شد ، ديشب وقتي با ، بابا علي توي اتاقت بودي ديدم يه شاخه گل رز توي دستت آمدي پيشم و به من گفتي مامان "دوشت دايم". فدات بشم عزيز دلم نمي دوني با اين جمله چقدر خوشحالم كردي تا آخر عمرم اين جمله و اين روز قشنگ را فراموش نمي كنم.   بودنت در کنارم را همیشه می ستایم. پسر عزیزتر از جانم ...
22 فروردين 1391

تشكر ويژه از همسر مهربانم و باباي يگانه پسرم به خاطر سالهاي كه در كنار هم بوديم

متشکرم: برای تمام وقت هایی که منو شاد کردی. برای تمام وقت هایی که منو خنداندی. برای تمام وقت هایی که به من اعتماد کردی. برای تمام وقت هایی که منو تحسین کردی. برای تمام وقت هایی که با لبخند قشنگت،خستگی رو از تن من گرفتی. برای همه ی وقت هایی که دلتنگم بودی. برای همه ی وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و در کنار من بودی. برای تمام وقت هایی که با هم به تفریح و گردش رفتیم. برای تمام وقت هایی که جلوی دیگران احترام من رو چند برابر داشتی. برای تمام وقت هایی که من مریض بودم و تو با عشق بالای سرم نشستی. برای تمام وقت هایی که با من شریک شدی. برای تمام وقت هایی که به حرفهام گوش دادی. برای تمام وقت هایی که عصبانیتم ...
20 فروردين 1391